الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

134

الغدير ( فارسى )

امام اصطخرى ، بنا به گفتهء ابن عماد حنبلى در سال 320 به فرمان مقتدر باللّه عباسى عهده‌دار اين منصب گشته است . « 1 » 3 - سرودهء شاعر در هجو ابو عبد اللّه هارون بن على بن ابى منصور منجم ( م 288 ) كه در ديوانش موجود است و جامع ديوانش گويد : اين شعر در جوانى سروده است . 4 - قصيده‌اى دربارهء ابو الفضل عباس بن حسين ، وزير مكتفى باللّه عباسى دارد كه در ديوانش موجود است . اين وزير به سال 296 مقتول شده است . ضمنا اشعار فراوانى در اواسط قرن چهارم سروده كه ضمن آن از پيرى و سالخوردگى خود ياد مىكند . همچنين در ستايش ابو منصور بختيار ، پسر معز الدوله كه در سال 367 مقتول شده است شعرى دارد كه بيت زير از آن جمله است : - گفتم : رأى مرا بپذير كه رأى پير ، خوش‌فرجام است و باتدبير . و دربارهء ابو طاهر ابن بقيه ( م 366 ) قصيده‌اى دارد كه در آن حقوق پس افتادهء خود را مطالبه كرده ضمنا درخواست مىكند كه نام فرزندش در دفتر « بادويا » با حقوق كافى ثبت شود . بيت زير از جملهء آن ابيات است : - من چيزى را مطالبه مىكنم كه مانند من ديگر پيران فاسق ، مطالبه كرده‌اند . شما هيچ شاعر ديگرى را نمىيابيد كه به اندازهء ابن حجاج از پيرى و سالخوردگى خود ياد كند ، چنان كه دربارهء ابو محمد يحيى بن فهد مىگويد : - اى شاعر تازه‌دوران كه با شاعرى ممتاز و بىپروا به بازى برخاسته‌اى . - تو بسان جامهء نوبافته‌اى و شعر من چون طرازى است بر گريبان پيراهن خواب . و نيز ، ضمن اشعارى كه به ابو محمد ، ابن فهد مرقوم داشته و از تولد فرزند خود ياد مىكند ، چنين مىگويد : - يحيى بن فهد را گوييد : اى كسى كه جانم قربانش باد . - نه اين است كه خدايم پسرى داد كه حسن رخسارش همه را مفتون سازد ؟ - چون خورشيد ، آن هم خورشيد نيمروز ، و چون ماه تابان ، ولى در شب تاريك . - گويا با اينكه فرزندان بسيارى دارم ، پيش از او چنين پسرى نداشته‌ام .

--> ( 1 ) . شذرات الذهب : 2 / 132 .